اسكندر بيگ تركمان
90
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
غلبهء تمام بر سر تفليس آمده قلعه را احاطه نموده چون گروهى از قزلباش بحراست و كوتوالى قلعه قيام داشتند سمايون خان دست قدرت خود را از تسخير آن كوتاه ديده از موافقت مردم شهر نيز مأيوس گشته طبل ارتحال كوفته بگورى رفت چون خبر طغيان سمايون و دست درازى او بحدود و ثغور اسلام بعرض عاكفان سدهء سدره مقام رسيد فرمان قضا جريان نافذ گرديد كه شمخال سلطان چركس كه حاكم شكى بود باتفاق امراء قاجار و غيرهم بمعاونت داودخان عزيمت گرجستان نموده دفع شر سمايون از آنحدود نمايد امراء عظام حسب الفرموده عمل نموده در سنهء ست و سبعين و تسعمائة لشكر بگرجستان كشيدند سمايون از ورود جنود مسعود آگاه گشته تاب مقاومت در خود نديده خود را بكوههاى بلند آن حدود كشيده غازيان نصرت نشان بجانب آن كوه كه با كوه البرز برابر و با قلهء قاف همسر بود در حركت آمده اطراف و جوانب آن را فرو گرفتند گبران بىايمان كه آن مكان محكم را پناه و استظهار خود ساخته بودند متوجهء محاربه و مدافعهء غازيان گشته فيما بين آتش حرب و قتال افروخته گشت سمايون با معدودى راكب جهل و غرور گشته بغازيان حمله نموده يكدو نفرى را بعز شهادت رسانيد يكى از غلامان شمخال سلطان جمشيد نام برو حمله نموده بطعن سنان جانستان بر خاك مذلت انداخت و ديگرى از غازيان بمعاونت رسيده خدمتش را دستگير كردند گرجيان چون سردار خود را گرفتار كمند گزند ديدند هزيمت غنيمت شمرده روى از معركه برتافتند جمعى از اتباع سمايون كه بر گرد او بودند بعضى كشته گشته بعضى گرفتار شدند و امراء عظام مظفر و منصور از غزاى گرجستان عود نموده سمايون را با ساير گرفتاران بپايهء سرير خلافت آشيان فرستادند و در دارالسلطنهء قزوين به نظر خسرو كامكار نصرت قرين درآمد چندگاه او را در دولتخانهء همايون نگاه ميداشتند كه شايد شرف اسلام دريابد و او دست از كيش نصارا بازنميداشت بالاخره بقلعهء الموت فرستادند و تا حين حيات شاه جنت مكان در آن قلعه بود در زمان اسمعيل ميرزا بيرون آوردند و در زمان نواب سكندر شأن رضوان مقام سعادت اسلام دريافته بر حسب انما المؤمنون اخوة از جانب آن حضرت بلقب ارجمند برادرى سرافرازى و بحكومت ملك موروث سربلند گشته مقضى المرام روانهء گرجستان شد و الحق پاس حقوق تربيت نواب سكندر شأن داشته دولتخواهيها ازو بظهور آمد شرح آن احوال در محل خود رقمزدهء كلك بيان خواهد شد . ذكر فتح و تسخير ولايت قندهار و زمين داور و گرمسيرات كنار هيرمند و برخى از احوال سابقهء آن ولايت از ولايات مفتوحهء زمان شاه جنت مكان مملكت قندهار و توابع است شرح واقعه آنكه ولايت مذكور در زمان خاقان منصور سلطانحسين ميرزاى بايقرا به حكم او و پسرش سلطان بديع الزمان در تصرف امير ذوالنون ارغون و شجاع بيك ولد او بود بعد از واقعهء ميرزا و استيصال احوال آن سلسله كه مملكت خراسان به تصرف شاهى بيك خان اوزبك درآمد شجاع بيك بملازمت او رسيده نوازش يافت و در همان سال پادشاه مرحوم مغفور محمد بابر ميرزا ابن عمر شيخ بن سلطان ابو سعيد ميرزا ابن سلطان محمد بن ميرزا ميرانشاه بن امير كبير صاحبقران امير تيمور گوركان از كابل لشكر بقندهار كشيد و شجاع بيك و اولاد امير ذوالنون با طايفهء ارغون بمحاربهء آن حضرت شتافته مغلوب گرديدند و جنود بابرى ظفر يافته ولايت قندهار و زمين داور با خزاين و دفاين امير ذوالنون بدست آن حضرت در